مدیریت رادیوفردا داشتن هر گونه خبرنگار رسمی و غیررسمی در ایران را رد کرده و در عین حال تأکید کرده است که «صدها هزار نفر از شنوندگان رادیوفردا در ایران بدون آن که خبرنگار باشند یا رابطه استخدامی با این رسانه داشته باشند، از طرق مختلف به رادیوفردا خبررسانی می کنند». رادیوفردا، بخش فارسی «رادیو اروپای آزاد- رادیو آزادی»، در پراگ، جمهوری چک مستقر است و بودجه آن از سوی دولت آمریکا تأمین می شود.
حالا از فردا هر کسی را بگیرند میگن به صورت داوطلبانه برای رادیو فردا گزارش میفرستاده، پس جاسوسه، حکم اعدام میدن! خداییش این خارج نشینان معلوم نیست پول میگیرن مردمو به کشتن بدن یا این عدم کیاستشان مادرزادی است. هرچی مسیر تو تهرانه اعلام میکنن به عنوان مسیر راهپیمایی. یک کم هم عقلشونو به کار نمیندازن که آخه به توچه از اون سر دنیا واسه راه رفتن مردم مسیر تعیین میکنی و گرا میدی. شما ساکت بشین، دخالت نکن هر کی بیل زن باشه بالاخره یک خاکی برای بیل زدن پیدا میکنه!
نظرات ()سیاست مدار بازنشسته، ورشکسته، از رده خارج، درب و داغان، جوان و جویای نام، در حسرت مقام و ... برای شرکت در برنامه به عنوان کارشناس نیازمندیم باشد که بخت آنها گشوده، طلسم بدبیاریشان باطل و زمان برنامه ما با مباحث تعیین شده از بالا پر شود.
پی نوشت: قحط الرجال که میگن یعنی این؟! آخه بی انصاف هیچ کس هم نه آقای فلاحیان!
نظرات ()نمونه ای از صداقت کیهان:
هادی غفاری :روزنامه کیهان، جوان و رسالت با بی تقوایی کامل این خبر را با تیتر درشت چاپ کردند و به قول معروف از هول حلیم در دیگ افتادند. مثلاً کیهان تیتر زده بود که هادی غفاری دستگیر شد. بعد از چاپ این خبر خودم به آقای شریعتمداری تلفن زدم و گفتم آقای شریعتمداری اگر دستگیر شده ام پس چه جوری به شما تلفن زده ام. ایشان گفت نه، لابد شما از زندان به من تلفن زده اید. به ایشان گفتم به شماره نگاه کنید. آیا این شماره زندان است؟ این شماره منزل من است. اما ایشان به شوخی یا جدی باور نکرد. من هم گوشی را به همسرم دادم و گفتم شما به ایشان بگویید من منزل هستم و دستگیر نشده ام. همسرم هم با پوزخندی به ایشان گفت من دستگیر نشده ام و در منزل هستم. بعد از این مکالمه ایشان قول داد تکذیبیه را چاپ کند ولی این کار را نکرد و دوباره که تماس گرفتم خودشان نبودند و مسوول دفترشان در پاسخ به سوال من که چرا تکذیبیه را برخلاف قولی که داده بودید چاپ نکرده اید، گفت شما دستگیر شده بودید و موقتاً آزاد شده اید.
نظرات ()نمونه ای از صداقت کیهان:
هادی غفاری :روزنامه کیهان، جوان و رسالت با بی تقوایی کامل این خبر را با تیتر درشت چاپ کردند و به قول معروف از هول حلیم در دیگ افتادند. مثلاً کیهان تیتر زده بود که هادی غفاری دستگیر شد. بعد از چاپ این خبر خودم به آقای شریعتمداری تلفن زدم و گفتم آقای شریعتمداری اگر دستگیر شده ام پس چه جوری به شما تلفن زده ام. ایشان گفت نه، لابد شما از زندان به من تلفن زده اید. به ایشان گفتم به شماره نگاه کنید. آیا این شماره زندان است؟ این شماره منزل من است. اما ایشان به شوخی یا جدی باور نکرد. من هم گوشی را به همسرم دادم و گفتم شما به ایشان بگویید من منزل هستم و دستگیر نشده ام. همسرم هم با پوزخندی به ایشان گفت من دستگیر نشده ام و در منزل هستم. بعد از این مکالمه ایشان قول داد تکذیبیه را چاپ کند ولی این کار را نکرد و دوباره که تماس گرفتم خودشان نبودند و مسوول دفترشان در پاسخ به سوال من که چرا تکذیبیه را برخلاف قولی که داده بودید چاپ نکرده اید، گفت شما دستگیر شده بودید و موقتاً آزاد شده اید.
نظرات ()"یگانه راه متحد ساختن مردم با هم این است که طاعون را به سراغشان بفرستید"
آلبر کامو، طاعون (ترجمه رضا سید حسینی، صفحه ٢٢٧)
نظرات ()
نظرات ()آرم نشریه پرتو سخن را دیدید؟ درست مثل این است که یک شی توپولو را از بالای یک سرسره پرت کرده باشند پایین لابد وجه تسمیه این نشریه هم همین پرت کردن یک چیزهایی است مشابه نظراتشان در مورد لوگوی تهران امروز!
نظرات ()بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر؟!
نظرات ()چهل روز است که تو رفته ای پدر! و فرزندانت این چهل روز را هم مثل بقیه روزهای بعد از بهار این سال حبس کشیده اند، تحقیر شده اند و ناسزا شنیده اند به امید اینکه باز بهار برسد. بهار آزادی کودکی هایمان یا بهار طبیعت و شاید هم خرداد پرحادثه ای دیگر که ما به آن عادت داریم! اگر نداشتیم هم امسال دیگر عادتمان دادند!
نظرات ()١- در شرایط کنونی بهتر است وقتی خبر یا نقل قولی را می شنوید، اظهار نظر یا نقل آن برای دیگران را با یک تامل یک شبانه روزی انجام دهید. باور بفرمایید دیر نمی شود و دیگران به خاطر بی اطلاعی از نظر شما دق نمی کنند. اینکه در واکنش به یک نقل قول هرچه ناسزا بلدیم را نثار یک نفر کنیم بعد مجبور شویم صد توجیه بیاوریم یا دویست بار عذرخواهی کنیم، دلیلی ندارد جز جوانی و بی تجربگی سیاسی جامعه ما، که غیر از جوانان گریبانگیر به اصطلاح عقلا و خواص هم هست.
٢- اینکه چند هزار کیلومتر از مرکز یک حادثه دور باشیم و مدام دیگران را که اتفاقاً زیر آوار آن هستند تشویق کنیم و پیغام بدهیم که لنگش کنید که ما هوایتان را داریم هنر نیست!
محض رضای خدا یک نفر توضیح بدهد که وقتی دختر و پسر جوان مردم، مادر یا پدر یا هر دو والدین یک یا چند کودک خردسال یا پدر و نان آور یک خانواده را دستگیر میکنند و بدون هیچ توضیح و تماسی روزها و ماهها در بدترین شرایط در بازداشت موقت! نگاه می دارند، این رهبران مدعی اپوزیسیون خارج نشین چه کمکی به خانواده ها میکنند؟!
اگر مواضع آقای موسوی و آقای کروبی در مقایسه با مواضع این مدعیان در حال حاضر خوش نشین (احتمالاً هرکدام به دلیل خطرات و مشکلاتی جلای وطن کرده اند نباید بی انصاف بود) مصداق نسیم در مقابل طوفان باشد، در شرایط حال حاضر ایران شرف دارد و قابل ستایش و البته معقول تر و مفیدتر است.
روی سخنم با آنهایی است که آقایان موسوی و کروبی را برای آرام شدن نظراتشان -البته از نظر آنها- تقبیح میکنند. دوستان آیا تعداد دوستان و فامیل در حبس شما با تعداد افراد مشابه برای مهندس موسوی قابل مقایسه است و آیا کسی شما را در این بگیر و ببندها موثر و یا مسئول میداند؟ آیا کل توهین و تحقیری که تا به حال متحمل شده اید با ناسزاهایی که شیخ شجاع ما از هردو طرف تحمل میکند قابل قیاس است؟ حالا بروید باز با اسم مستعار یا بدون نام با فیلتر شکنی که مطمئنید IP تان را عوض میکنند شعارهای آنچنانی بنویسید و هرچه ناسزا که میدانید نثار خائنین کنید!
نظرات ()